حفظ محیط زیست & توسعه و آبادی


منوی وبلاگ
پیمان درخشان برجویی

درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسنده



دسته بندی موضوعی
توریسم(۱)
محیط زیست(۱)
ارزشگذاری محیط زیست(۱)
ارزیابی محیط زیست(۱)

آرشیو
مهر ۸٧
بهمن ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳


لینک دوستان
محيط زيست اساس توسعه پايدار
مهندس همدانيان(my active)
جنگل
بیوگرافی
دکتر پویا درخشان برجویی
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

 




 




 

زاغ بور (منبع ،مقاله ممهندس اکبر همدانیان )

 

 

 

...



زاغ بور ايرانی

مطالب ذکر شده که در مورد زاغ بور ميباشد بر گرفته از مقاله مهندس اکبر همدانيان در سايت    http://hamedanian1.persianblog.ir  می باشد

...



 

چکیده

به منظور دستيابی به اطلاعات اکولوژيکی و بيولوژی زاغ بور دو زيستگاه در استان يزد به فاصله حداقل ۱۰۰ کيلومتر انتخاب و ضمن بررسی پوشش گياهی و نامگذاری جامعه گياهی از هر زيستگاه پنج نمونه شکار گرديد .

در اين تحقيق پوشش گياهی زيستگاه ها به روش کوادرات و انجام محاسبات آماری برای نامگذاری جامعه گياهی بر اساس درجه اهميت گونه Value Importance  ارزيابی و جدول آناليز پوشش گياهی تهيه گرديد . در هر زيستگاه تعداد نمونه های شکار شده بيومتری و محتويات شکم خارج و سنگدان در فرمالين جهت مطالعات آزمايشگاهی به منظور بررسی رژيم غذايی فيکس شد که نهايتاْ جدول آناليز رژيم غذايی تهيه گرديد . ضمناْ نمونه ها به صورت آزمايشگاهی تاکسيدرمی گرديد .

تلاش در زمينه لانه گذاری و جوجه آوری منجر به پيدا نمودن چند لانه متروکه شد . ليکن در منطقه حفاطت شده توران موفق شديم تا لانه پرنده را پيدا و اطلاعاتی راجع به فصل جوجه آوری ، تعداد جوجه ها ، طول مدت تکامل جوجه ها تا زمان پرواز و ساير موارد اطلاعاتی بدست آورده و از آنها عکس تهيه نماييم .  

مقدمه

رندگان از عوامل مهمی هستند که به فوریت و به خوبی تغییرات محیط زیست خود را نشان میدهند و جا دارد تا به عنوان یکی از عناصر اصلی موجود در طبیعت حداکثر کوشش را در شناخت علمی آنها بعمل آورد . بطور قطع دست یابی به راز و رمز یک پرنده و تعیین جایگاه آن در طبیعت نیاز به تحقیق و جمع اوری اطلاعات وسیعی دارد ، تا بتوان تجزیه و تحلیلی واقع بینانه از موضوع داشت .

 

مختصری درباره زاغهای زمینی

زاغهای زمینی که گاهی اوقات زاغهای بیابانی و یا زاغهای دونده نامیده می شوند ، گروه بسیار مشخص و ویژه ای از خانواده کلاغها( Corvidac)  هستند که در آسیای مرکزی و در کشورهای بیابانی ، واقع در عرض بالاتر از ایران تا مغولستان زیست می کنند . این پرندگان دارای پاهای بلند و قوی همچنین منقارهای بلند و سنگین و تا حدی خمیده هستند که به وسیله آن معمولاً به حفر و سوراخ کردن می پردازند .

همانطور که از نامشان پیداست ، زمان زیادی را روی زمین می گذرانند . زاغهای زمینی بطور کلی صورتی کمرنگ اند ( به جز یک گونه که خاکستری نقره ای است ) و این زمینه کلی با سیاه و سفید براق تزئین شده است .  گونه P.humilis  کدرتر است .

زاغ بور  ایران Podoces pleskei   و زاغ خاکستری P. panderi هر دو از لحاظ اندازه ، از سایر گونه ها کوچکتر بوده و پوش پرهای بلند بالایی دم را ندارند . از لحاظ تزئینات پر با هم شبیه می باشند ، اما از لحاظ رنگ زاغ بور ایران دارای رنگ حنایی ، شنی و زاغ خاکستری دارای رنگ نقره ای خاکستری می باشد . محدوده زیستگاه آنها بهم نزدیک است ولی رویهم افتادگی ندارد . تفاوتهای منقار آنها مبین سازش و عادت یاقتن آنها به انواع گوناگون خاکها می باشد .

 

روش مطالعه

از آنجائیکه هدف شناسائی زیستگاه ، عادات غذایی و یافتن روابط معنی دار بین پرنده و گیاهان موجود در زیستگاه بود ، دو زیستگاه انتخاب گردید . به منظور شناسایی زیستگاه بر اساس اهمیت پوشش ، زیستگاههای انتخابی به روش کوادرات ارزیابی و جدول آنالیز پوشش گیاهی تهیه گردید . بر اساس محاسبات آماری با توجه به ارقام به دست امده ، جامعه گیاهی زیستگاه اول  Artemisia berbaalba و گیاه همراه نوعی شور  Salsola icanecns  تعیین و جامعه گیاهی زیستگاه دومEphedra sp   و نوعی شور Salsola aurantica  تشخیص داده شد .

تعداد 10 عدد زاغ بور شکار شد . (از هر زیستگاه پنج عدد ) و پس از بیومتری و ثبت مشخصات ظاهری ، سنگدان در فرمالین ، جهت بررسی رژیم غذایی در آزمایشگاه نگهداری شد و پس از مطالعات لازم جدول آنالیز رژیم غذایی تهیه گردید .

 

مشخصات ظاهری پرنده

رنگ عمومی بدن شنی و کرم با اثری از رنگ جرئی صورتی است . موهای بینی نخودی رنگ با رگه های سیاه نوار سیاه از قاعده نوک تا چشمان ، قسمت پائین و بالای صورت و اطراف چشم سفید یا حنائی کمرنگ .لکه سیاه زیر گلو ، رنگ پرهای اصلی بال مانند رنگ پشت ، پوش پرهای میانی بال به رنگ تیره کمرنگ با لبه های سفید پهن ، پرهای بزرگتر به رنگ سیاه و آبی براق که در انتها سفید رنگ است و به شکل یک نوار در حالت بسته بال دیده می شود .

شاهپرها در انتها سیاه لبه سفید ، شاهپرهای ثانویه بسیار محسوس بوده و هرچه طرف داخل می رویم کمتر میشود . داخلی ترین شاهپرهای اصلی پرواز ، نیمی سیاه و بقیه سفید است . دم سیاه در واقع آبی پر رنگ متالیک میباشد .

...



زاغ بور

به زودی در مورد زاغ بور ايرانی که يک گونه در معرض خطر است مطالب ارزشمندی نوشته شود

...



 

سال جديد بر همه دوست داران محيط زيست مبارک با

اميد است در سال همبستگی ملی با کمک عموم تلاش بيشتری در جهت حفظ فرايند ها ی اکولوژيک انجام شود

...



پيشينه قانوني ارزيابي اثرات زيست‌محيطي در ايران

در كشور ما ارزيابي اثرات زيست‌محيطي در عين حال كه موضوع و مفهوم جديدي است ولي به لحاظ سابقه تاريخي مي‌توان نشانه‌ها و احكامي را با عناوين ديگر و به شكل ساده‌تر در قوانين و مقررات زيست‌محيطي قبلي ايران جستجو نمود.

در قوانين، مقررات و ضوابط سابق كشور، اصطلاح متداول و شناخته شده‌اي تحت عنوان ارزيابي زيست‌محيطي يا ارزيابي اثرات زيست‌محيطي (EIA) Environmental Impact Assessment وجود نداشت و حتي انجام مراحل ارزيابي نيز در شكل و مفهوم حاضر در مقررات قانوني گذشته پيش‌بيني نگرديده بود. براي نخستين بار در سال 1354 در آيين‌نامه جلوگيري از آلودگي هوا مصوب 29/4/54 كميسيون‌هاي مجلسين وقت،‌ صدور پروانه تأسيس هر نوع كارخانه و كارگاه جديد و توسعه و تغيير كارخانجات و كارگاه‌هاي موجود موكول به رعايت مقررات و ضوابط حفاظت و بهسازي محيط زيست شده بود. البته در اين زمينه عملاً و فقط يك مبحث از ارزيابي زيست‌محيطي يعني استقرار (كه از مباحث اساسي و عمده آن نيز مي‌باشد) ملاك عمل قرار گرفته و رعايت مي‌شد و دامنه آن، بررسي و رعايت مقررات و ضوابط زيست‌محيطي يا ارزيابي موضوع صرفاً از جهت تعيين محل استقرار كارخانجات و كارگاه‌ها و يا نهايتاً توسعه و تغيير محل كارخانجات بود، به نحوي كه احداث صنايع در محل كمترين پي‌آمدهاي زيست‌محيطي را داشته باشد. با بررسي ماده 17 آيين‌نامه مذكور مشخص مي‌شود كه بجز كارخانجات و كارگاه‌ها هيچ يك از طرح‌ها و پروژه‌هاي ديگر مشمول ضوابط استقرار نبوده و اصولاً ارزيابي اثرات زيست‌محيطي انجام نمي‌گرفت. معهذا با وجود خلاء قانوني كه تا سال 1373 در اين مورد وجود داشت، سازمان حفاظت محيط زيست بر اساس ماده 6 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست و وظايفي كه از جهت انجام مطالعات و بررسي‌هاي زيست‌محيطي پيش‌بيني شده بود، در سال 1354 در ساختار تشكيلاتي خود يك بخش ويژه به نام بررسي اثرات توسعه پيش‌بيني و ايجاد نمود. وظيفه اين دفتر بر اساس شرح وظايف مصوب، بررسي اثرات فعاليت‌هاي مختلف در محيط زيست بود. در سال 1358 با كوچك شدن ساختار تشكيلاتي سازمان حفاظت محيط زيست دفتر بررسي اثرات توسعه نيز منحل شد. مجدداً در سال‌هاي اخير، واحد مذكور با عنوان دفتر ارزيابي زيست‌محيطي در حوزه معاونت محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست ايجاد گرديد و اجراي مقررات نظارتي مربوط به ارزيابي اثرات زيست‌محيطي طرح‌ها و پروژه‌هاي توسعه را بر عهده دارد.

منبع: سازمان حفاظت محيط زيست

...



فرايندهای تصفيه آب -واحدآشغالگيری

در فرايند تصفيه ی آب معمولا در ابتدای تصفيه خانه برای جدا کردن آشغالهای درشت از آشغالگير استفاده می كنند.

آشغالگيری  كه  از ميله ها يا مفتولهای  موازی  تشكيل  شده باشد ، آشغالگير ميله ای  ناميده می  شود . آشغالگيرهاي درشت معمولا ازميله هاي عمودي كه به فاصلة 1 سانتيمتر و يا بيشتر از هم  قرار گرفته اند تشكيل  يافته اند .براساس روش پاكسازي آشغالگيرهابه دودسته تقسيم مي شوند :

1-آشغالگيرهاي ميله اي با پا كسازي دستي : اين نوع آشغالگير ها ازنظر اندازه بزرگ هستند و براي كاهش دفعات عمليات جمع آوري آشغالها استفاده مي شوند.

2-آشغالگيرهاي ميله اي با پا كسازي اتوماتيك (مكانيكي) : اين نوع آشغالگيرها براي ميزان جريان بالا وآبهاي باجامدات زياداستفاده مي شوند.

...



 

 

...



 

برنامه هاي روز درختكاري شامل غرس نهال با حضور مقامات و مسئولين مملكتي، معرفي و تقدير از نمونه هاي منابع طبيعي، دعوت از دوستداران طبيعت براي حضور در عرصه و غرس نهال، حضور در مراسم نماز جمعه، توزيع نهال در اماكن مختلف شهر و مصلاهاي نمازجمعه مي باشد. مسئوليت پيگيري واجراي مراسم اين روز بعهدة دبيرخانه ستاد و ادارات كل منابع طبيعي استانها مي باشد

...



 

مسئوليت برگزاري اين روز برعهدة شركت شهركهاي صنعتي، وزارت را و ترابري، سازمان پاركها و فضاي سبز، شهرداري ها، سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي، نهضت سوادآموزي، وزارت نفت، سازمان اوقاف و امور خيريه، صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران و شوراهاي اسلامي شهر و روستا در سراسر كشور مي باشد. در اين روز مقامات و مسئولين سازمان در برنامه هاي اين دستگاهها حضور فعال خواهند داشت. غرس نهال در اطراف شهركهاي صنعتي، كارخانجات، جاده ها، راه آهن، اطراف فرودگاه و احداث پاركهاي جنگلي و بوستانهاي روستايي و شهري از جمله برنامه هاي اين روز مي باشد.

...



 

عکس از علی عامری

...



 

احرام طبيعت

برف منظره طبيعت را چنان يكدست كرده كه امكان ندارد جائي را علامت گذاري كرد يا مثلا گفت اين همان كوه قبلي است. تپه ها زير تن پوش يكدست زمستاني احرام بسته اند. در اين سفيدي يكدست امكان استتار هم وجود ندارد. چرا كه همه سايه روشن ها از بين رفته و يكدست شده. امروز آنهائي كه حيله اي جز استتار نداشته اند به مشكل مي خورند. آسفالت جاده را روستائي ها تيغ انداخته اند و گله هاي پرنده هاي كوچك ترجيح مي دهند حواشي آسفالت كه عاري از برف شده بچرند وفقط سنگ شكن ها هستند كه جفت جفت قلمروهاي سنگي شان را رها نكرده اند.

آنچه كه بيشتر از هرچيز بچشم مي آيد آواره گي و سرگرداني پرنده ها و از سوي ديگر تلاش نافرجام آنها براي سير شدن است.

امروز روز بعد از برف است و ما بدون هماهنگي و فارغ از كار و زندگي اينجا آمده ايم. سرماي بدي هم خورده ام. از نوع حرامزاده موسوم به آنفلوآنزاي افغاني يا عراقي.

common buzzard

از درياچه كوچكي كه پشت بندخاكي ايجاد شده مي گذريم. اينجا در دوربين من سارگپه جواني از شيب تپه سرازير مي شود؛ موشي را از نزديك سوراخش مي ربايد و جلوتر روي نيم تنه بريده شده يك درخت خشك مي نشيند. يك شكار موفق. در دوربين گوشت خوردنش را تماشا مي كنيم و راه مي افتيم. اينجا صد در صد بايد مرغابي داشته باشد. يك گله اش را در ارتفاع زياد ديده ايم.

اين منطقه واقعا با بركت است. البته بيشتر از همه چيز موش بچشم ميخورد. تعداد زياد اين موشهاي كوهي كه پايكا ناميده مي شوند بر جمعيت سارها هم اثر گذاشته است. همينطور بر جمعيت شغالها و روباهها.

گربه وحشيهمزمان با بالا آمدن ماشين از يك شيب كوتاه يكي از دوستان داد مي زند: گربه وحشي! نگاهها به سمت راست آسفالت و نوك صخره سنگي كنار جاده بر مي گردد. خيلي آرام سرش را روي دستانش گذاشته و خف كرده. اما با جلب توجه ما با سرعت بلند مي شه و مثل يك شير كوهي خودش رو داخل شكاف غار مانندي مي اندازه كه بايد خوابگاهش باشه. زيبا بود اما بقدري شباهت به گربه خانگي داشت كه آدم شك مي كرد. خاكستري يكدست با صورت روشن تر و البته با گوشهائي كه كمي بلندتر و پشمالوتر از گربه خانگي بنظر مي رسيد و جثه اي به اندازه يك گربه چالاك. در انتهاي دم هم چند نوار تيره ديده مي شد.

جلوتر كه مي رويم كبك ها بيداد مي كنند. يك گله صد يا صدوپنجاه تائي از يك طرف جاده به طرف ديگر سرازير مي شوند و باعث حيرت ما مي شوند. هركس دوربين خودش را برمي دارد و از يك طرف بالا ميرود. با اين سرماخوردگي و بيحالي از شوق كبك ها همينطور خرناس مي كشم و از كوه بالا ميرم. عجيبه كه اين كبك ها اينقدر شجاع شده اند. در فاصله بيست سي متري من و سر تپه يك كبك درشت سر سنگ نشسته و آواز مي خواند. ك ك ك ك .... رك رك ركك...

هرچي داد مي زنم و كف مي زنم فرار نمي كنه. يك گلوله برف گنده بطرفشان مي اندازم يكدفعه ده تا كبك بلند مي شوند.

جانم براي شما بگه كه خلاصه بعد از كبك بازي ما توجه يك موتور دوتركه كه از روستاي نزديك مي آمد جلب شد. اين بدبختها هم الاف شده بودند كه اگر كبكي تيري شد اينها وردارند. غافل از اينكه ما تفنگ نداريم و تير نمي اندازيم. بعد كه مايوس شدند يكي شان بالاي كوه رفته بود و اون يكي آدرس كبك ها را مي داد كه اين مادر مرده اولي از لاي سنگ ها بگيردشان. زهي خيال باطل.

Rough legged buzzard

جلوتر يك ديواره سنگي وجود داره كه يك جفت سار - يكي تيره و يكي روشن و هر دو بالغ و بزرگ - بد جوري دور آن مي چرخند. با ايستادن ما چند تا كبوتر هم از حفره هاي گرد و صيقلي ديواره بلند مي شوند. حركت سارها را در دوربين دنبال مي كنيم. چقدر جالب است. هفت هشت تا كبك با هم يكي از اين آپارتمانهاي سنگي را اشغال كرده اند و همانجا حبس شده اند. سارگپه ها هم دست وردارشان نيستند. جلوتر سه تا كبك مي بينيم كه زير يك سنگ بزرگ كه از برف در امان بوده ايستاده اند. و هر از گاهي يكي شان چند قدمي داخل برف ها مي شود و بر مي گردد

عزم برگشت كه مي كنيم اين حميد آقاي ما تفنگ بادي اش را دم دست مي گذاره كه براي قوشش يه چيزي بزنه. چشمها دنبال يك موش خوش تيره كه يكي اش در حفره سنگي ديده مي شه. حميد توي دوربين تفنگش كه نگاه مي كنه مي گه: موش نيست كبكه. اما بنظر كبك هم نيست. سينه سرخي داره. در دوربين نگاش مي كنم. تيهوست. چقدر هم قشنگه. نماي سينه از كبك سرختر معلوم ميشه. و نقش و نگار و خطوط كنار ران هم ظريفت تر اند و به شكل افقي در راستاي بدن قراردارند. پاها و نوك هم به رنگ زرد نارنجي و كمرنگ تر از كبك است. اين بيچاره نر بود.

لحظه برخورد تير رو هم مي بينم. حيوون با تلاش زياد بال مي زنه اما وسط آسفالت فرود مي آد. بعد كه از نزديك نگاش مي كنيم يك اثر جوش خوردگي استخوان روي ساقش وجود داره. احتمالا اين حيوون سال قبل تيري شده بوده و جان به سلامت برده. تيهو رو برمي داريم و راه مي افتيم.

حيف كه توي اين مملكت قوش را نمي شود از خانه بيرون آورد.

...



 

دوبرادر: قسمت دوم

آرزوي عرب

عکس از مولف

با سلام و تشكر و عرض شادباش عيد قربان. و عيد قربان با شكار بي ارتباط نيست. آنهم نوعي كشتن است از نوع مقدس. مثل شكار كه اگرچه كشتن است اما مقدمات و مؤخراتي همراه با اين كشتن دارد كه نماي كلي آن را نه در قالب يك عمل خصمانه بلكه برعكس به شكل يك نوع همراهي آرام و همآغوشي دوستانه با طبيعت نشان ميده.

با اين مقدمه كوتاه ادامه ماجراي دوبرادر را مي نويسم. اميدوارم خوشتان بيايد. ضمنا همينجا از دوستاني كه تجربه مشابهي در رابطه با اين پرنده دارند تقاضا مي كنم در هر اندازه ممكن اطلاعاتشان را روي پيامها بگذارند تا مطلب ارزشمند شود و همه استفاده كنند. 

 قسمت دوم

برايمان جالب بود كه اين بار لازم نيست احتياط كنيم.

زير پاي عقاب و پائين دكل نشستيم و دوربين كشيديم. سرش به سمت پائين خم شده بود و با دقت ما رو نگاه مي كرد. بعد بي توجه به ما پرهاش رو تكاني داد و با كمال حوصله شروع كرد با منقارش به يكي يكي پرهايش رسيدگي كردن. معلوم بود كه خودش را براي خواب آماده مي كند. رفتارش به اندازه يك پرنده تربيت شده عادي بود. سينه اش كاملا جلو آمده بود و نشان مي داد كه قبل از اينكه قصد دام ما رو بكنه شكار ديگري نوش جان كرده. اما با ولع و حرص زيادي كه داشته قصدش اين بوده كه حيوان دام ما رو هم مال خود كنه.

مي دانستم كه با توجه به غروب آفتاب و گرگ و ميش شدن هوا و از طرفي سير بودن عقاب و اينكه او خودش را براي خواب آماده مي كنه، شانس زيادي براي صيد اين عقاب جسور و بزرگ نداريم. اما اين بار هم دامگذاري بهانه اي بود براي كشمكش بيشتر با اين عضو بلامنازع طبيعت.

خيلي سريع دام را كار گذاشتيم و دور شديم. بعد با توجه به يك زاويه ديد مناسب رو به خط تپه ها و مسير دكل ها بالا آمديم، در حاليكه از خط ديد عقاب پائين تر حركت مي كرديم. وقت زيادي نداشتيم تا جاي خوبي را انتخاب كنيم. از اين گذشته كار ما با اين پرنده از اين حرفها گذشته بود و ما كاملا با هم آشنا شده بوديم و مي دانستيم كه از حضور ما ترس چنداني نخواهد داشت. بنابراين فقط به اندازه دو يا سه دكل از او فاصله گرفتيم و پشت دكل سومي و نوك يك تپه كوچك دراز كشيديم. موقعيت طوري بود كه فقط عقاب را مي ديديم و دام در تيررس دوربين نبود. اين خودش مايه نگراني بود. چرا كه اگر سگي، روباهي، آدمي به دام نزديك مي شد ما متوجه نمي شديم. هوا هم كم كم ميرفت كه تاريك بشه.

همينطور خون خونمان را مي خورد. كاري هم نمي توانستيم بكنيم جز اينكه از دوربين نياندازيمش. كاملا تحت نظر داشتيمش و با هر نگاهش به طرف دام و يا با هر تغيير زاويه اش هيجان زده مي شديم.

نيم ساعتي گذشت. عقاب به دام بي توجه نبود. اما تا اين زمان كاري هم نكرده بود. كم كم داشتيم نا اميد مي شديم كه اوضاع فرق كرد. او نگاهي به طرف دام كرد؛ تقريبا به حال نيم خميده در آمد؛ دو سه دقيقه اي هم در همين حال خيره ماند و بعد ناگهان از پشت و بحالت وارونه از دكل جدا شد بالهاي بلندش را باز كرد و در زاويه معكوس شروع به دور شدن از دام كرد. با پائين رفتن عقاب ديگر نمي توانستيم چيزي ببينيم و فقط بايد به حدس و گمان تكيه مي كرديم.

 مي دانستم كه عقاب وقتي مي خواهد به پرنده اي كه قصد شكارش را دارد نزديك شود مستقيم حمله نمي كند؛ بلكه زاويه اي را براي حمله انتخاب مي كند كه در صورت پرواز كردن مصيد موقعيت مناسبي براي مانورهاي بعدي داشته باشد. عقاب ما هم همين كار را كرده بود و در زاويه مخالف دور شده بود و اين دور شدن به معناي صرفنظر از دام نبود.

يك دقيقه تمام گذشت و اوضاع از ديد و كنترل ما خارج بود. گرگ و ميش هوا هم غليظ تر و غليظ تر مي شد. بعد از يك دقيقه تمام يك باره عقاب در ديد ما آمد. آنهم نه در آسمان. با نهايت تعجب او از سمتي كه زاويه دام را تشكيل مي داد و از سطح زمين به ما نزديك شده بود و درست روي دكلي كه ما در چند متري آن دراز كشيده بوديم، آنهم روي رديف هاي پائيني دكل با فاصله چهار پنج متر از سطح زمين روبروي ما نشست. حالا براحتي مي شد مشخصاتش را با فقط با چشم مشاهده كرد. هيجان زده شده بودم و مي ترسيدم صداي تاپ تاپ قلبم فراري اش بدهد. چند دقيقه اي را هر سه _ من، حميد و عقاب _خشكمان زد. مثل مجسمه.

او به دام ما حمله كرده بود و سعي كرده بود با حمله و مانور به سمت پرنده درون دام او را وادار به پرواز كند تا در پرواز او را بگيرد. با توجه به اينكه اين شيوه مخصوص شكاري هاي كوچكتر است كه در پرواز قدرت مانور خيلي بالائي دارند مي شود تصور كرد كه اين عقاب بزرگ چه توانائي خارق العاده اي در پرواز دارد. طعمه بيچاره ما هم كه ميخ بند شده بود و نتوانسته بود بلند شود فقط تقلاي اندكي كرده و از همين بابت ضرب شصتي هم نوش جان كرده بود. بعدا كه سراغ دام رفته بوديم حيوون بيچاره رو مرده پيدا كرديم.

خلاصه چند دقيقه اي به حال انتظار مانديم. بعد ديديم كه او واهمه چنداني از ما كه چند قدمي اش پچ پچ مي كرديم ندارد و اصلا ما رو حساب نمي كنه. عقاب در نزديكي ما نشسته بود. احمقانه ترين تصور اين بود كه بخواهي با دست بگيريش. نقشه ما هم همين بود. گفتيم بگذاريم بخوابه بعد در تاريكي و سكوت محض از دكل بالا ميريم و تور را بالاي عقاب مي اندازيم. بخاطر اين نقشه اينقدر در همان حالت بيحركت مانديم كه هوا تاريك شد. جالب اينكه گله اي هم كه صحبتش را مي كرديم آمد و با همه سگهايش از نزديكي ما رد شد و رفت بدون اينكه كسي متوجه ما بشود. چهل و پنج دقيقه يا يك ساعت ديگر هم صبر كرديم در حاليكه نمي توانستيم جم بخوريم.

ساعت تقريبا هشت شب شده بود و ما وسط بيابون برهوت روي خاك و خار بيابان و تقريبا نوك يك تپه كوچك دراز كشيده بوديم. در حاليكه عقاب بزرگي در چند قدمي ما روي يكي از پايه هاي پائيني دكل نشسته بود و ما منتظر بوديم بخوابد. چه انتظار مضحكي. بالاخره عقاب به خواب رفت. حركتش نشان مي داد كه سرش رو زير بالش برده.

حميد كم كم دست بكار شد و بحال نيم ايستاده بلند شد و خيلي آرام به دكل نزديك شد. يك ربعي طول كشيد كه همين ده پانزده قدم رو طي كرد. حالا ديگه مي تونست دكل رو لمس كنه. همينكار رو هم كرد. بعد شروع كرد به بالا رفتن از دكل. اما با اولين تماس پوتين با نرده هاي ضخيم دكل عقاب بيدار شد؛ سرش را از زير بالش درآورد و با پروازي سريع و صدادار بلند شد، و در چشم بهمزدني از چشم غايب شد. 

آنشب ما در همان تاريكي و بدون چراغ قوه (چيزي كه فكر نمي كرديم هيچ وقت بدرد ما بخوره) به طرف دام رفتيم و سعي كرديم طعمه بيچاره را پيدا كنيم و برداريم. محال بود. فرداي آنروز حميد خودش سراغ دام رفته و حيوان بيچاره رو كه از سرما و هيجان و ضربه اي كه از عقاب خورده بود دار فاني را وداع كرده بود بهمراه دام آورده بود.

آنشب ما در تاريكي محض و در مسير مالرو بين تپه ها تا كنار اولين جاده پياده آمديم و بزحمت توانستيم وسيله گير بياريم و بخانه برسيم. دستاورد آنشب خاطره اي بود كه هرگز تكرار نشد.  

...



 

استفاده از رودخانه‌ها افزايش تقاضای آب، بالا رفتن سطح زندگی، گسترش آلودگی منابع آب در اثر گسترش فعاليتهای کشاورزی، شهری و صنعتی موجب ايجاد وضع نامساعدی در بسياری از مناطق جهان شده است. رشد و توسعه در عين حال که رفاه و بهداشت عمومی را بهبود بخشيده، تخريب محيط زيست را نيز در پی داشته است. چون رودخانه‌ها منبع مناسبي براي تامين آب و حمل و نقل بوده‌اند، از زمانهاي باستان تاكنون به عنوان محلي براي توسعه‌ي شهرنشيني مطرح بوده‌اند. رودخانه‌ها همچنين به‌ عنوان محلي براي تخليه‌ي فاضلابهاي توليد شده توسط جمعيت شهري مطرح بوده‌اند. براي همين محلهاي پايين دست شهرها محلهايي بود كه براي نخستين بار توجه دانشمندان و مهندسان را به مشكلات زيست‌محيطي خود جلب كرد. تخليه‌ي مستقيم فاضلاب خام شهري به رودخانه‌ها موجب افت شديد اكسيژن محلول در رودخانه‌ها مي‌گردد. به همين دليل مهندسان به فكر تصفيه‌ي فاضلاب پيش از تخليه به رودخانه‌ها افتادند.

...



 

اثرات زيست محيطي تونلها

 

با توجه به اهميت روزافزون مباحث زيست محيطي و توجه بشر به محيط زندگي خود، پرداختن به اين مسائل در كليه‌ي پروژه هاي‌ توسعه و عمراني مورد توجه همگان قرار گرفته است. ارزيابي زيست‌محيطي يك ابزار مهم در مديريت، تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي با توجه به ملاحظات زيست‌محيطي در پروژه‌هاي صنعتي و عمراني است. امروزه در بسياري از كشورهاي جهان بحث ارزيابي اثرات زيست محيطي(EIA) پروژه ها و طرحهاي مختلف مورد توجه زيادي واقع شده است. در اين بين تونل نيز دور از ديد قرار نگرفته و EIA در مورد تونلها(در مراحل ساخت و بهره برداري) انجام مي‌شود.

تا يك دهه‌ي پيش در ايران بحث ارزيابي زيست محيطي در مورد پروژه هاي توسعه جدي گرفته نشده بود اما طبق قوانين جديد سازمان حفاظت محيط‌زيست ارزيابي اثرات زيست‌محيطي در مورد پروژه هاي بزرگ(مانند سدسازي و...) پيش از اجراي آنها الزامي شده است.  تونلها با توجه به  اهداف مختلفي كه دارند، مثل استخراج مواد معدني، ايجاد راههاي ارتباطي، سدهاي انحرافي، انتقال نفت،گاز يا كابل، ذخيره‌ي نفت، اهداف نظامي مانند پناهگاهها، ايستگاههاي مترو و... ، اثرات زيست محيطي متفاوتي خواهند داشت.


...



 

فصل شكار كه تمام مي شود فصل جديدي شروع مي شود كه نه در عرصه طبيعت بلكه در عرصه مطبوعات جنجال دوباره اي پيرامون مساله شكار راه مي اندازد. و اين همراه است با اظهار نظر هاي مسئولان محيط زيست در مورد شكار غير مجاز. از هر استاني و منطقه اي يك كسي صحبتي مي كند و همه آمار مي دهند كه مثلا فلان تعداد شكارچي غير مجاز دستگير شدند و فلان عدد قبضه تفنگ غير مجاز از نوع فلان و فلان كشف و ظبط شد و قس علي هذا... همه استانها هم وضعيت حفاظت را خوب ارزيابي مي كنند. اما آنها كه با طبيعت در ارتباط اند مي دانند كه حال و روز طبيعت و حيات وحش با اين سوء مديريت آقايان به چه وضعي است.

حالا اين خبر كوتاه را بخوانيد و از اين ببعد اگر كسي گفت مسئولان محيط زيست غير متخصص ترين و نالايق ترين مديران كشورند كمي روي حرفش فكر كنيد شايد راست گفته باشد.

خلاصه خبر و قسمتي كه مربوط به پرندگان شكاري است را نقل شده از صفحه هشت روزنامه خراسان مورخ بيست و سوم بهمن ماه هزار و سيصد و هشتاد و سه را مي آورم:

علي محمد خورشيد دوست مدير كل حفاظت محيط زيست استان اردبيل گفت: در طول نه ماه گذشته بيش از هفتاد شكارچي غير مجاز دستگير شده اند همچنين بيش از سي و يك قبضه اسلحه شكاري يك موتور برقي و اره برقي براي بريدن درختان و چندين قطعه پرندهو حيوان ناياب و كمياب همچون عقاب كبوتر بومي خرس و كبك و گرگ و فاختهكشف و ضبط شده است.

(يكي نيست بپرسه اين كبوتر بومي كدام گونه است؟)

وي افزود در منطقه پارس آباد از يك باند قاچاق حيوانات كمياب تعداد هفت قطعه عقاب ناياب (چه واژه مسخره اي) كشف شد و دادگاه با اقدام به موقع و صدور راي اين باند را به پرداخت چهل و دو ميليون ريال جريمه محكوم كرد.

يكي نيست از اين آقا بپرسد اين عقاب ناياب چه جور جانوري است و اسم آن چيست؟ و اين باند قاچاق حيوانات كمياب چه جانورهائي را جمع مي كند؟ و آنها را به كجا مي برد؟

از اين اظهار نظر مي شود فهميد كه اين گونه های طبيعی چقدر برای آقايان مهم اند که حتی از آوردن نامشان دريغ می کنند و چه بسا نامشان را هم نمی دانند.  

جالب است. يك سازمان دولتي متولي حفاظت از گونه ها و اكوسيستم هاي طبيعي است و اين سازمان را كسي اداره مي كند كه حتي اسم حيوانات را هم نمي داند. جالب است. اسم كامل اين سازمان به اين شرح است:‌ «سازمان حفاظت و تحقيقات محيط زيست». تحقيقات هم مي كنند.

بيچاره آن کارشناس که در اين سازمان کار می کند و بيچاره آن شکاربان كه رئيسش اين استو بدستور اين چنين مديري جانش را كف دستش مي گذارد و سينه اش را سپر اسلحه غيرمجاز هر نا شكارچي ديوانه اي مي كند تا سرانجام ثمره زحماتش چنين اظهار نظرهايي باشد.

 

...



 

استفاده از رودخانه‌ها

 

افزايش تقاضای آب، بالا رفتن سطح زندگی، گسترش آلودگی منابع آب در اثر گسترش فعاليتهای کشاورزی، شهری و صنعتی موجب ايجاد وضع نامساعدی در بسياری از مناطق جهان شده است. رشد و توسعه در عين حال که رفاه و بهداشت عمومی را بهبود بخشيده، تخريب محيط زيست را نيز در پی داشته است. چون رودخانه‌ها منبع مناسبي براي تامين آب و حمل و نقل بوده‌اند، از زمانهاي باستان تاكنون به عنوان محلي براي توسعه‌ي شهرنشيني مطرح بوده‌اند. رودخانه‌ها همچنين به‌عنوان محلي براي تخليه‌ي فاضلابهاي توليد شده توسط جمعيت شهري مطرح بوده‌اند. براي همين محلهاي پايين دست شهرها محلهايي بود كه براي نخستين بار توجه دانشمندان و مهندسان را به مشكلات زيست‌محيطي خود جلب كرد. تخليه‌ي مستقيم فاضلاب خام شهري به رودخانه‌ها موجب افت شديد اكسيژن محلول در رودخانه‌ها مي‌گردد. به همين دليل مهندسان به فكر تصفيه‌ي فاضلاب پيش از تخليه به رودخانه‌ها افتادند.

 

...



 

...